تروریستی موسوم به “تیگرس” چشم های آبی چشمگیر و تپه هایی از موهای سیاه فرفری داشت. ایودیا لوپز ریازو شلوار جین و جلیقه چرمی را پوشیده بود و هیچ فکر نمی کرد افسران وی را به قتل برساند. او چنان بیهوده بود که یک بار کل سلول جدائی طلبان باسک را در جریان حمله تروریستی به خطر انداخت ، زیرا مشغول تحسین خودش بود.
اما وی همچنین یکی از خونخوارترین اعضای Euskadi Ta Askatasuna (ETA) ، یک گروه جدایی طلب مسلح بود که بین سالهای 1968 تا 2010 در یک کارزار بمب گذاری و ترور در اسپانیا شرکت داشت.
سالهاست که توسط مقامات اسپانیایی و فرانسوی تحت تعقیب قرار گرفت ، لوپز ریاضو تا دو هفته پیش در خارج از کشور باسک در شمال اسپانیا و جنوب غربی فرانسه شناخته شده بود – وقتی رمان نویس انگلیسی رمان ها که پایه و اساس سریال بی بی سی آمریکا “کشتن حوا” شد.
“او به وضوح روانپزشکی بود و کاملاً کاملاً بدون همدلی” گفت: “جنینگز از قاتل واقعی که در دهه 1980 و 90 در اسپانیا 23 نفر را به قتل رساند.”

را ببینید همچنین

الهام بخش زندگی واقعی برای روانی “کشتن حوا” دارای “قدرت جنسی افسانه ای” بود h3>

او لقب “La Tigresa” – و او یک فرد … نبود

در “کشتن حوا” – فینال فصل سوم که امشب پخش می شود – جودی کومر ، برنده امی ، ویلانل پر زرق و برق و مهربان را بازی می کند ، یک قاتل اجیر شده وسواس با حوا (ساندرا اوه) ، عامل MI6 او را دنبال می کند. ویلانیل بی رحمانه است بلکه فوق العاده بیهوده است. ویلان پس از کشته شدن وحشیانه اهداف خود – در یک مورد ، بلند کردن یک مرد وارونه به وسیله یک قرقره و رها کردن او – ویلانل خود را با جادوهای خرید لوکس رفتار می کند.
لوپز ریاضو ، که توسط سایر شبه نظامیان به عنوان “شاهزاده خانم” نیز شناخته می شد ، همین عادت ها را داشت. خوانوئل مانوئل سوارس گامبو در ” خاطرات درباره سالهای حضور در ETA. “من هرگز با یک مبارز ETA ملاقات نکردم که بیهوده تر از این زن باشد.”
یک بار ، لوپز ریاضو هنگامی که “واقعاً او را ندیده بود ، واقعاً هدفش را از دست داد ، زیرا با پنجره یک فروشگاه شیک و بازتاب خودش وارد شده بود.”
لوپز ریازو در سال 1964 در سن سباستین ، شهری در سواحل شمالی اسپانیا به دنیا آمد. در کودکی ، او آرزو داشت آتش نشان شود. درعوض ، در سن 18 سالگی ، او پسرش ، عضو ، به عنوان اعضای گروه به یک جنگ داخلی دعوت شد و درست هنگامی که این گروه جنگ داخلی را آغاز کرد ، در نتیجه بیش از 800 کشته و غیرنظامی و نظامی در سرتاسر اسپانیا انجام گرفت.
لوپز ریازو به دادگاهی گفت: “من در سنین جوانی با ETA درگیر شدم.” وی گفت: “من پر از ایده های عاشقانه و آرمان گرایانه بودم ، و کسانی که مرا به خدمت گرفتند ، فوراً می دانستند چگونه من را انتخاب کنند:‘ آیا ترجیح می دهید چند نفر را به عنوان آتش نشان یا یک کل شهر نجات دهید؟ ما به بچه های متعهدی مثل شما احتیاج داریم. ”
در روزهای ابتدایی خود با این گروه ، او عاشقان زیادی داشت ، از جمله یك پلیس كه آموخته بود وقتی او را در تلویزیون دید ، بخشی از ETA بود – پس از آنكه او همكارانش را كشت.
“ایدییا ، بالاتر از همه ، برده ای برای بدن و موهایش بود.” – مبارز همکار خوان مانوئل سوارس گامبو
زرنگ و جاه طلب ، مبارز جوان آرزو داشت که خود را به اعضای فوقانی گروه جدایی طلب ثابت کند و در 16 نوامبر 1984 ، در اولین قتل او شرکت کرد. به همراه دوست پسرش ETA خوزه آنجل آگیر و دو رفقای دیگر وی یک اتومبیل را با اسلحه به سرقت بردند و به یک رستوران در ایرون سوار شدند که هدف آنها – تاجر فرانسوی جوزف کوچو ، مظنون به تأمین مالی گروهی از شبه نظامیان است که توسط مقامات اسپانیایی برای کشتن مبارزان ETA تشکیل شده است. – وسط ناهارش بود. با توجه به ” جنگ کثیف ، دست های پاک: ETA ، GAL و دموکراسی اسپانیا ” توسط پدی وولورث.
لوپز ریاضو ستاره ای در حال ظهور در ETA بود و خیلی زود به یک کادر نخبه ترور شد. در طول پنج ماه نخست حضورش در فرماندهی مادرید ، وی در 20 قتل شرکت کرد ، از جمله بمباران پلازا Republa Dominicana در مادرید در 14 ژوئیه 1986 ، که باعث کشته شدن 12 نفر شد.
اما خیلی زود او ناراحت شد. لوپز ریازو به دلیل اینکه کفش را گم کرد ، یک عمل را به تأخیر انداخت ، و دیگری به دلیل اینکه به آزمایش بارداری نیاز داشت به تعویق افتاد.
در یک مورد ، او نشان داد كه بدون اسلحه خود كار می كند ، اما هنگامی كه توسط فرماندهان خود به دلیل قرار دادن كل سلول در معرض خطر قرار گرفت ، پشیمان نبود.
“شما می خواهید چه کاری انجام دهم؟” او گفت ، شانه های خود را درهم می کند. “فراموش کردم. دوره. ”
مانند ویلان ، او می تواند بی پروا باشد. سوارس گامبو یادآور شد: در جریان برخورد با گروهی از عاملان نظامی در ژوئن 1986 ، لوپز ریازو از نگه داشتن اسلحه زیر ماشین خود خسته شد ، زیرا منتظر ماند تا خودروی حامل اهداف خود برای عبور از آن استفاده کند و شروع به شلیک بی تفاوت کرد. مأموران در تگرگ آتش سوزی زیر ماشین در خودرویی که آنها را به سمت شام حمل می کردند درگذشت
لوپز ریاضو علاوه بر برخورداری از برخورداری از حق و عدم تمایل به پیروی از قوانین اساسی ، مشکل دیگری را برای ETA مطرح کرد. Soares Gamboa در خاطرات خود که با روزنامه نگار ماتیاس آنتولین نوشته شده است ، یادآوری می کند که ویژگی های خیره کننده او – چشمهای آبی “دیدنی” و “موهای بلند” او – بیش از حد مورد توجه قرار گرفته است.

گفت: “20 روز بحث ، 1000 فرانک فرانسه برای لنزهای تماسی قهوه ای و جلسات بی شماری طول کشید تا او را متقاعد کنیم که او باید ظاهر بدنی خود را تغییر دهد زیرا ما ناگزیر بودیم از این امر استفاده کنیم.” وی گفت: “او نمی تواند در مادرید حرکت کند زیرا بیش از حد توجه می کند … هیچ یک از ما نمی خواستیم او را همراهی کنیم.”
غافل از عدم تمجید او ، چماق زدن مداوم و درب گرداننده عاشقان ، رهبران ETA لوپز ریاو را به الجزایر ، جایی که او تحت نام مستعار تانیا زندگی می کرد ، تبعید کردند. براساس گزارش های مطبوعاتی ، وی همچنان به پوشیدن شلوار جین و جلیقه های چرمی ادامه داده است
پس از پنج سال ، ETA او را به جنوب فرانسه ، جایی که در سال 1994 دستگیر شد ، منتقل کرد. در سال 2001 او به اسپانیا منتقل شد و بعداً به جرم قتل 23 نفر محاکمه شد. در ابتدا به 2000 سال محکوم شد ، اما حداکثر حداکثر زندانی که می تواند طبق قانون اسپانیا خدمت کند 30 سال است. بنابراین او در سال 2017 بعد از 23 سال آزاد شد – یکی برای هر شخصی که او را کشت.
در زندان ، لوپز ریاضو دو بار ازدواج کرد. در سال 2011 ، وی پس از محکوم کردن علنی استفاده از خشونت و صدور عذرخواهی از قربانیان خود ، به طور رسمی از ETA اخراج شد.
لوپز ریاو با عذرخواهی به دادگاهی در اسپانیا گفت: “عمق این فرمان مرا به اعماق روحم صدمه دیده است.”
محل فعلی وی ناشناخته است. هیچکدام از خانواده های قربانیان او اعتقاد ندارند که او هرگز از آنچه انجام داده بود پشیمان است
به اشتراک بگذارید: Facebook > Twitter

صفحه تلنگر

WhatsApp ایمیل کپی کنید